مه شاد و دل شاد

روزگاری پر بودم از دوست داشتن. خواستن .آرزو کردن

دوستشان داشتم با قلبم

خدایا!با چشم ندیدمشان!با قلبم دیدم!! ولی با قلبشان ندیدند با چشم مرا دیدند!

خواستم...محبتشان را خواستم و چه بیهوده طلب کردم که آنها خود خالی از محبت

بودند.

آرزو کردم...وچه بی رحمانه به آرزوهایم خندیدند!

و بعد از اینها به تو رسیدم

که تو خود عشق مطلقی...

| ۱۳٩٠/۱٠/۱٧ | ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ | میم . حسینی نظرات () |

Design By : shotSkin.com